از سوی دیگر «صنعت جهانگردی همواره عاملی برای پیشرفت وضع اقتصادی بوده است. همچنین این صنعت میتواند موجب تغییرات اقتصادی و اجتماعی شود؛ در سایه گفتگو و ایجاد رابطۀ متقابل بین مردمان دو ناحیه، پیام صلح بدهد و از آن جا که این صنعت به ارائه خدمت متکی است میتواند موجب افزایش اشتغال و درآمد شود(گی، 1385: 3-262).
هيچ فعاليت تجارتي بينالمللي ديگري وجود ندارد كه درآن گردشگري چنين تأثير متقابل شديدي ميان عناصر اقتصادي، سياسي، محيطي و اجتماعي وجود داشته باشد (لی، 1378: 3). «ممکن است توسعه جهانگردی از جهتی ایجاد مزیت کند و از جنبهای دیگر محدودیت به وجود آورد. مثلاً از جهت اشتغالزایی و ایجاد درآمد برای ساکنان یک منطقه مفید واقع شود ولی از سوی دیگر سبب آلوده ساختن محیط زیست و از میان رفتن محیط طبیعی و سرمایههای ملی شود.»(الوانی، 1385: 131).
مزایای بالقوه صنعت جهانگردی:
ایجاد فرصتهای شغلی جدید
افزایش مالیات و پولهایی که نصیب دولت میشود
مطرح شدن جامعه و در نتیجه ایجاد فرصتهای بیشتر برای توسعه و پیشرفت
بهبود ساختارهای زیربنایی و تشکیلات اصولی منطقه
افزایش منابع مالی به منظور حفظ آثار فرهنگی و طبیعی
توسعه صنایع دستی، بومی و محلی
هزینههای بالقوه:
مشاغل فصلی
افزایش هزینۀ زندگی ساکنان آن منطقه (برای مثال افزایش ارزش زمین، خانه، غذا و خدمات)
آلودگی هوا
افزایش رفت و آمد، وسیله نقلیه، راهبندها
اثرات منفی این صنعت بر آثار فرهنگی و طبیعی
افزایش میزان جنایت
افزایش مالیات مردم آن ناحیه یا منطقه
نشت درآمدها به خارج از منطقه و افزایش وابستگی به کالاها و خدمات وارداتی
وابستگی بیش از حد منطقه یا ناحیه به صنعت جهانگردی و یک بعدی شدن فعالیتهای اقتصادی (گی، 1385: 77-276).
بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت گردشگری حاوی اثرات مثبت و منفی متعددی است و میزان یا چگونگی این اثرات بستگی به شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور توریست پذیر و گردشگران ورودی خواهد داشت.
اصولاً تصویرها و پنداشتهای مردم مناطق و کشورهای مختلف نسبت به جهانگردان متفاوت است. در بعضی نواحی جهانگرد را متجاوز و استعمارگر میدانند، در برخی مناطق به آنان به چشم یک منبع درآمد میبینند، در برخی جاها جهانگردان را افرادی محقق و آگاه میدانند. در ایران نیز در مناطق مختلف نگرشها و رفتارها نسبت به جهانگران متفاوت است که گاهی گروههای مردم نظرات و رفتارهای متفاوتی نسبت به جهانگردان دارند. «کینگ و همکارانش معتقدند، کسانی که از فعالیتهای گردشگران منافع شخصی بدست میآورند، آن را خیلی مثبت ارزیابی میکنند اما کسانی که منافع شخصی عایدشان نمیشود، نگرش منفی دارند.»(1993: 455 نقلی از کاظمی 1385: 100). نوع نگاه دولت و سیاستگزاری ها می تواند موثر باشد. استفاده ابزاری از صنعت گردشگری تأثیر معکوس در رفاه اجتماعی و وضع اقتصادی مردم دارد و بر اساس آنچه گفته شد میتوان بحث را فراتر برد و نتیجه گرفت که راهبردهای اقتصادی و سیاسی دولت ممکن است در آثار مثبت اقتصادی گردشگری در جامعه بکاهد یا آن را کم رنگ کند که این خود باعث تشدید بدبینی ساکنان به توسعه این صنعت میشود و در بلند مدت پیامدهایی به مراتب وخیمتری در پی خواهد داشت» (شام، 2001: 245، نقل از کاظمی، 1385: 102).
گاهی برخی از فعالیتهای جهانگردان هم جنبۀ مثبت و هم منفی دارد مثلاً حضور جهانگرد در یک ناحیه میتواند موجب درآمدزایی و ایجاد امکاناتی نظیر جاده، اقامتگاه، سرویسهای بهداشتی و سیستم آب و فاضلاب شود. اما حضور گسترده آنان موجب فرسایش خاک، تأثیر بر شیوۀ زندگی جانواران منطقه شود.
آثار منفی گردشگری:
مخالفان حضور گردشگران به گروههای مختلف تقسیم میشوند که هر کدام از دیدگاههای خاصی به این مسئله مینگرند: افزایش جهانگردان موجب آسیب دیدن اماکن تاریخی، تخریب و آلودگی محیط زیست، افزایش استفاده از وسایل حمل و نقل، ذوب شدن یخها به دلیل گرم شدن تدریجی دمای زمین، تخریب جنگلها، پس ماندههای اتمی و غیره از جمله آثار منفی جهانگردی است.
آثار منفی گردشگری را میتوان به سه دسته؛ فرهنگی – اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی تقسیم نمود.
آثار منفی (فرهنگی – اجتماعی):
در خلال دههی 60 مکتبهای فکری به سرعت دچار تغییر و تحول شدند. این مکتبها از سوی رادیکالسیم که در آن زمان محجوب و مورد توجه واقع شده بود، تغذیه میشدند. جهانگردی شکلی جدید از امپریالیسم محسوب میشد. اعتقاد بر این بود که جهانگردی فرهنگ را زایل میکند، به محیط زیست آسیب میرساند، زمین مردم را از آنها میدزد، ارزش هنر و صنایع دستی را پایین می آورد، منافع اقتصادی اندکی به بار می آورد، اغلب بیمارهای اجتماعی نظیر مواد مخدر و ؟؟؟ را به ارمغان میآورد، خبر محوری، تملق گویی، مصرفگرایی و ارزشهای زودگذر و فانی را در همه جا میگستراند(داسویل، 193:1384).
گردشگری میتواند در نظامهای گوناگون، نمادهای فرهنگی یک جامعه را تبدیل به کالا نماید. تماس سطحی گردشگران با فرهنگ محلی و صرف تفریح و گذراندن اوقات فراقت دلچسب سبب میشود که تمام تأسیسات و خدمات محلی به نحوی سازمان یابد که بتواند رضایت گردشگران را جلب نماید، از این رو فرهنگ محلی به مجموعهای در هم پیچیده در چارچوب کالایی شدن بدل میگردد و همه چیز در خدمت پول و درآمدزایی قرار میگیرد. این درآمد به بهای گزافی به دست میآید یکی از این موارد از دست دادن هویت خود برای رضایت غیر خود است. برخی نویسندگان به تجاری شدن[1] یا کالایی شدن[2] فرهنگ جامعه میزبان اشاره کردهاند به این معنا که ساکنان محصولات فرهنگی خود را آن گونه که مورد پسند گردشگران باشد عرضه میکنند. همچنین در مطالعاتی نشان داده شده است که ساکنان محلی محصولاتی را به گردشگران عرضه میکنند که از نمونه اصیل آن کیفیت نازلتری دارد و با آنچه برای خودشان تولید میکنند متفاوت است.»(آلن و دیگران، 1993: 30). در این وضعیت جهانگردی در کشورهای در حال توسعه گرایش به تجدد و ظاهر سازی مطابق آنچه به مذاق توریسها خوش میآید دارد و این باعث میشود یک سطحی گرایی مبتذل شیوع یابد. اگر اجتماع مقصد آنقدر منسجم و محکم نباشد تحت تأثیر مسافران هر چه بیشتر چهرهای از خود به نمایش میگذارد که مورد قبول و پذیرش مسافران است و این در نهایت بافت سنتی جامعه را هر چه سریعتر تغییر خواهد داد. حتی باعث تزلزل بنیانهای اجتماعی ناحیه و تغییر رفتار و نگرشهای مردم علیالخصوص جوانان ناحیه مقصد شود و این خود موجب تعارضات و تناقضاتی در بین آنان میشود که پیامدهای منفی بر روابط خانوادگی و نیز اجتماع بگذارد.
برخی نیز معتقدند که جهانگردان موجب تضعیف روحیۀ مذهبی و بومی مناطق و بطور کلی مردمان کشورمان میشوند و به تدریج ارزشهای ملی و مذهبی ما را نابود و محو میسازند. اثر القایی [3] نیز از جمله همین آثار منفی عنوان شده است و به فرآیندی گفته میشود که فرهنگ گردشگران و هر چه مربوط به آنها است، برای جامعه میزبان الگو میشود و ساکنان به تقلید کورکورانه از فرهنگ میهمان میپردازند (ضرغام، 1376: 392). گاهی جهانگردان حریم فرهنگی در کشور میزبان را هتک می کنند و اقدام به انجام رفتارهایی میکنند که از دیدگاه مردم کشور میزبان پذیرفته نیست. در این مواقع رفتارهای جهانگردان با اصول فرهنگی، معنوی جامعه میزبان منافات دارد، مثلاً لخت و برهنه شدن یاانجام رفتارهای جنسی در ملاء عام در بین مردم جامعۀ ایران عملی ناپسند به شمار میآید. همچنین گردشگری ممکن است «موجب تشدید آسیبهای اجتماعی همچون میگساری، اعتیاد، بزهکاری و روسپیگری شود» (پاپلی، 1385: 98).
تأثیرات منفی اجتماعی گردشگری را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
افزایش ناهنجاریهایی مانند قمار، فحشا، میگساری
افزایش درخواست مردم بومی برای برخورداری از همه امکانات رفاهی و غذاهای وارداتی که گردشگران در استفاده از آنها افراط میکنند.
افزایش تنشهای نژادی به ویژه در مناطقی که تفاوت نژادی آشکاری میان گردشگر و میزبان وجود دارد.
رواج نگرش منفی نسبت به مشاغل مربوط به صنعت گردشگری
تولید صنایع دستی و هنری تقلبی، به منظور ارائه به گردشگرانی که قصد خرید سوغات و یادگاری دارند
از بین رفتن غرور و تعصب ملی و فرهنگی، اگر فرهنگ کشور میزبان از جانب بازدید کنندگان مورد تمسخر و بیحرمتی قرار گیرد
تغییرات خیلی سریع روش زندگی بومی، به سبب تهاجم فرهنگی گردشگران
افزایش نامحدود و نامتناسب کارگرانی با دستمزد پایین، که اغلب در هتلها و رستورانها به کارهای پست اشتغال دارند (الوانی، 1385: 160-159).
فشار شديد ايجاد شده توسط بازار صنايع دستي نيز به افت كيفيت ساخت و توليد اجناس تقلبي ارزان قيمت كه به «هنر فرودگاه» مشهورند، منجر شده است. برخي از محققان عنوان ميكنند كه به اين شكل ارزش طرحهاي سنتي تنزل مييابد و مهارتهاي قديم از بين ميروند و گستره اتهام تقلب در مورد كارهاي هنري تقليدي براي فروش از آفريقا تا حوزه اقيانوس آرام را در بر ميگيرد (لی، 1378: 95).
حضور تعداد زيادي گردشگر سبب ايجاد «جنبه تظاهر» ميگردد. اين حالت كه معمولاً به صورت غير عمدي از جانب گردشگران ايجاد ميشود، ظاهراً به علت وجود برتري امكانات مادي آنهاست و موجب رنجش اهالي ميگردد.
آثار منفی (اقتصادی):
آثار اقتصادی عموما موارد زیر را در بر می گیرد:
الگوهاي خرج كردن جهانگردان؛ اثر اقتصادي جهانگردي از طريق اندازهگيرهاي گوناگون استاندارد، از جمله اشتغال مستقيم و غير مستقيم.
نوع و ميزان خروج درآمدهاي اقتصادي از جهانگردي، و كاهش خروجها.
ميزاني كه منافع اقتصادي جهانگردي نصيب اجتماعات محلي ميشود، از جمله توسعه محلي مؤسسات جهانگردي و اشتغال ساكنان محلي در جهانگردي (برنامهريزي ملي،1387: 106).
هزينههاي اقتصادي گردشگري بينالمللي به خوبي شناخته نشدهاند اما به نظر ميرسد كه شامل اين موارد باشند:
افزايش تورم و قيمت زمين
افزايش واردات
فصلي شدن توليد
مشكلات مربوط به وابستگي بيش از حد به يك محصول
تأثير نامطلوب برتراز پرداختها
هزينههاي سنگين زير ساختها
و تأثير بر رشد بيش از اندازه نيروي كار شاغل در يك صنعت خدماتي با بهرهوري پايين.
آثار منفی (زیست محیطی):
تأثير عوامل زيست محيطي شامل صدمههايي است كه بر محيط طبيعي، به ويژه با توجه به حومهاي كردن اماكن طبيعي، رشد زيربناهاي ارتباطي (مانند جادهها و خيابانها) و آلوده نمودن رودخانهها و سواحل وارد ميشود (ولا، 1384: 165). ساخت جادهها مستلزم تخریب جنگل، دشتها و کوهها است و این امر خسارات جبران ناپذیری بر محیط زیست وارد میسازد و علاوه بر آن با عبور خودروها از این جادهها تأثیرات مخربی بر آلودگی هوا خواهد گذاشت همین مسئله را میتوان در دریاها مشاهده کرد حرکت کشتیها و سوختی که استفاده میکنند، غرق شدن یا آتشسوزی کشتیها علیالخصوص کشتیهایی که حامل سوخت هستند موجب آلوده سازی آبها و آسیب به زیست جانوری می شود. صدای کشتیها، خودروها، قطار و هواپیماها همگی عامل آلودگی صوتی و در نتیجه موجب وارد آمدن آسیبهای جدی به محیط زیست می باشند. رفت و آمد جهانگردان در جنگلها، کوهها، قایقرانی بر روی آبها، شلوغی، سر و صدا، جاده سازی، عبور وسایل نقلیه و غیره موجب فرسایش و تغییر محیط گیاهی و جانوری میشود.
اندازه گیری آثار و صدمات توریسم: برای ارزیابی آثار یا پیامدهای زیست محیطی از روش(EIA –Environmetal impact assesment) استفاده میشود که به عنوان ارزیابی آثار زیست محیطی خوانده میشود(فرجزادهی اصل، 114:1384).
برای بهرهبرداری متناسب با ظرفیت محیط از ظرفیت برد استفاده میشود. این اصطلاح به مفهوم تعداد دورههای کاربری یک منطقه تفرجی در طول سال است، بدون اینکه زوال دایمی فیزیکی و زیستی در توان منطقه برای پشتیبانی فعالیت توریسم حاصل آید و آسیب محسوس به کیفیت توریسم وارد شود (سازمان ملل متحد، 1380: 65). به عبارت دیگر ظرفیت برد بهینه شامل حداکثر تعداد توریستی است که میتوانند با استفاده از تسهیلات توریستی پذیرایی شوند و ضمن حداکثر استفاده از تسهیلات تفرجی آسیبی به محیط زیست وارد نکنند (فرجزادهی اصل، 116:1384).
آثار مثبت (فرهنگی – اجتماعی): این صنعت با شناسایی فرهنگهای خاص و ترویج آنها میتواند موجب افزایش آگاهیهای مردم نسبت به سنتهای بومی و محلی شود. در ضمن در سایه این صنعت با ایجاد مراکز ویژه کمک شایانی در جهت حفظ هنر و صنایع دستی جامعه میزبان میشود(گی، 1385: 38). سفر روحیه کنجکاو انسانها را سیراب میسازد. گردشگری داخلی میتواند موجب گسترش یکپارچگی وهمگرایی اجتماعی – فرهنگی در سطح کشور و تقویت وحدت و وفاق ملی گردد. به ویژه در کشورهای در حال توسعه که در آنها گروههای قومی متعدد و مذاهب مختلف در کنار هم حضور دارند تحرک اتباع، که نتیجه آن درک و تفاهم بیشتر گروههای مذهبی و قومی و گروههای دیگر اجتماعی است، میتواند وحدت ملی را قوام بخشد. در عمل گردشگری سعۀ صدر، تعامل، تساهل و تحمل دیگران را بیشتر میکند(پاپلی، 1385: 93).
گردشگری میراث فرهنگی یک منطقه را حفظ میکند، گردشگر کمک میکند تا یادبودها و الگوهای فرهنگی و سنتی یک جامعه از نظر اقتصادی نیز توجیهپذیر شود. گردشگری میتواند هنرهای مردمی، سنتها، آداب و رسوم کهن را احیاء کند و نسبت به حفظ آنها ایجاد علاقه و انگیزه نماید. مطالعات انجام گرفته در ایران مؤید این واقعیت است، که اکثریت قریب به اتفاق کسانی که از ایران دیدن کردهاند، پس از سفر دیدگاهشان درباره مردم و فرهنگ این سرزمین کاملاً تغییر کرده و ایرانیان را مردمی خونگرم، مهماننواز و صمیمی میشناسند (ستاری، 1379؛ فقیهی و کاظمی، 1382 نقل از کاظمی، 1385: 106).
در اینجا به مواردی از آثار مثبت فرهنگی –اجتماعی گردشگری اشاره می شود:
الف)تاثیرات مثبت فرهنگی
1)افزایش میزان تکلم بازدیدکنندگان به زبان محلی
2)تمایل جامعه میزبان برای پذیرفتن و یادگیری زبانهای دیگر به منظور برقراری ارتباط بیشتر با گردشگران
3)ایجاد و تقویت حس خویشتنشناسی بین ساکنان
4)کمک به ساکنان محلی در کسب شناخت بیشتر فرهنگ بومی
5)افزایش غرور ملی و فرهنگی
6)ایجاد شرایط مناسب برای مشارکت فعال ساکنان بومی در معرفی فرهنگ و آثار فرهنگی منطقه به میهمانان
7)احیاء و حفظ افسانهها و رسوم محلی که ممکن است فراموش شوند
8)احیای هنر و سنتهای بومی
9)تشویق رشد اقتصاد محلی از طریق گردشگری فرهنگی واحیای آثار وابسته تاریخی – فرهنگی
در مورد تأثير اجتماعي گردشگري، يك محقق، شاخص انگيزش پنج مرحلهاي را ابداع كرده که نشان ميدهد جامعه ميزبان را به طور فزايندهاي از مسايل آگاه ميسازد. پنج مرحله عبارتاند از: در آغاز احساس شديد خوشحالي و هيجان اوليه، سپس خونسردي، افزايش انگيزش، خصومت آشكار و بالاخره مرحلهاي كه ارزشهاي پرورانده شده، فراموش ميشوند و محيط به وسیله گردشگري انبوه نابود ميگردد. اين الگو مبتني بر تحقيقات انجام شده در باربادوس و آبشار نياگارا بود اما بيشتر آن براي تغيير نگرشهاي موجود در مورد صنعت گردشگري در سراسر جهان سوم، قابليت كاربرد دارد(لی، 1378: 91). از لحاظ اجتماعي گردشگري به «انقلاب فزاينده انتظارات» مصرفگرايي غربي منجر ميشود. گردشگري همچنين به تجربه تجددگرايي، نوينسازي، بدون گذراندن مرحله بيش از صنعتي توسعه تجربه شده در اروپا و شمال آمريكا در اواخر قرن حاضر كمك ميكند(لی، 1378: 73).
ب) تأثیرات مثبت اجتماعی
- بهبود کیفیت زندگی
- افزایش امکانات تفریحی و سرگرمی
- بهبود کیفیت خدمات شهری
- بهبود کیفیت خدمات عمومی ازقبیل بهداشت، پلیس وغیره (کاظمی، 1385: 108).
وقتي كه مردم يك منطقه مشاهده ميكنند كه جهانگردان به فرهنگ آنها ارزش و احترام قائلند احساس غرور آنها تقويت و تجديد ميشود. جهانگردی فرصت مبادلات ميان فرهنگي بين جهانگردان و ساكنان را فراهم مي كند كه در باره فرهنگهاي يكديگر شناخت پيدا ميكنند و به آن احترام ميگذارند (برنامهريزي ملي، 1384: 56). هميشه فرهنگپذيري و دگرگوني ها فرهنگي ناشي از جهانگردي لزوماً يك سويه نيست، بلكه اين مسأله بسته به عوامل گوناگوني است كه در اين امر دخيل هستند اگر دو سوي ارتباط از نظر اين عوامل در وضعيتي مشابه باشند، طبيعي است كه جريان فرهنگي سالم و دو سويهاي ميان آنان برقرار ميشود(همايون، 1384: 121). فرهنگ منبعی حیاتی برای توسعه گردشگری محسوب میشود و گردشگری نیز سهم مهمی در توسعه فرهنگی دارد(ریچاردز، 2000: 9).
آثار مثبت اقتصادی: «گردشگری را در اصطلاح اقتصادی، صادرات نامرئی محصولات و خدمات مینامند، زیرا در حالی که اثر اقتصادی آن در تراز پرداختهای یک کشور مشهود و ظاهر میگردد درآمدهای ناشی از آن نظیر درآمدهای به دست آمده از ارائه خدمات افراد یک کشور در کشور بیگانه مشهود و معلوم نیست.» (پاپلی یزدی، 1385: 77)
ایجاد فرصتهای شغلی جدید، ارزآوری، ارتقای سطح زندگی مردم، فروش خدمات و کسب درآمد از جمله مزایای مستقیم حاصل از جهانگردی است. از مزایای غیرمستقیم جهانگردی میتوان از فعالیتهای ساختمانی، صنایع دستی هنری، کشاورزی، باغداری، ماهیگیری، خدمات و کالاهای مصرفی، توسعه و بهبود تجهیزات زیربنایی مانند جادهها، خطوط ارتباطی و سیستمهای حمل و نقل نام برد (الوانی، 1385: 123). جهانگردی شدیداً بر اشتغال تأثیر میگذارد.
پولهایی که جهانگرد خرج میکند بر سیستم اقتصادی کشور میزبان اثرات مثبتی میگذارد. جهانگرد با ورود خود به یک ناحیه و بازدید از آثار تاریخی یا محیط طبیعی، درآمد ایجاد میکند و این درآمد بودجۀ لازم را جهت نگهداری و مرمت آن محیط یا مکان تاریخی فراهم میآورد. «گردشگری نوعی عدالت اجتماعی را در اقتصاد جهانی ایجاد میکند و موجب توزیع امکانات و رفاه در مناطق حاشیه ای کره زمین میگردد.»(پاپلی یزدی، 1385: 41).
آثار مثبت (زیست محیطی): «از اوایل دهۀ هفتاد میلادی، مطالعات مربوط به آثار محیطی گردشگری گسترش روزافزون یافت (هال وپیچ، 2001: 132). گزارشهای ارائه شده غالباً آثار منفی را معرفی و بر آنها تأکید کردهاند و کمتر به آثار مثبت آن پرداختهاند (کاظمی، 1385: 111).
به طور کلی آثار مثبت گردشگری بر محیط را میتوان به موارد زیر تقسیم نمود:
1)حضور جهانگرد موجب حفظ و نگهداری گونههای خاص گیاهی و جانوری که در معرض انقراض قرار دارند میشود.
2)گردشگری فعالیت گروههای ذی نفوذ طرفدار محیط را در پی دارد و موجب گسترش مطالعات در زمینه محیط میشود.
3)گردشگری موجب شناسایی هر چه بیشتر یک محیط و جانوران آن میگردد.
4)توجه محققان بر منابع خاص طبیعی شامل جنگلها، سواحل، کوهها و دریاها را بیشتر میکند.
5)گردشگری میتواند رفتار مردم منطقه را در جهت حفظ هر چه بهتر محیط زیست تغییر دهد.
6)احياي ساختمانهاي موجود (بازندهسازي) و اماكن تاريخي
7)حفاظت از منابع طبيعت، در بسياري از مناطق جهان سوم با احداث و حفاظت پاركهاي ملي ميتوان اين اثر را مشاهده كرد (لی، 1378: 77).

