آخرین عکس های طبیعت و مناظر ایران

بهرام عابدینی

آخرین عکس های طبیعت و مناظر ایران
آخرین عکس های طبیعت و مناظر ایران

بهرام عابدینی

بهرام عابدینی

عکس های حرفه ای از مناظر ایران

بهرام عابدینی

گنجینه عکس های تاریخی

عکس های دیجیتال، پانوراما، کروی از تمام سایت های تاریخی ایران

previous arrow
next arrow
Slider
یکشنبه, 09 آبان 1395 02:03

کعبه زرتشت یا بن خانک

نوشته شده توسط 
امتیاز شما
(2 رای‌ها)
کعبه زرتشت
کعبه زرتشت بهرام عابدینی
کعبه زرتشت که نام قدیمی آن بُن خانک است و به معنای خانه ی بنیادی است. بنایی است چهارگوش و عظیم در محوطه ی نقش رستم در منظقه ی مرودشت یا روبروی شهر قدیمی استخر در شهر شیراز و استان فارس که روبروی کوه رحمت قرار دارد و دقیقا روبروی آرامگاه داروش دوم. کاربرد این بنا هنوز به طور قطع مشخص نشده است ولی برای آن نظریه های متفاوتی ابراز شده است. یکی از مهمترین بخش های این بنا دو کتیبه ی ارزشمندی است که در قسمت پشتی بنا قرار دارد.

در کتاب فهرست آثار تاریخی ایران اثر نصرالله مشکوتی آمده است: محوطه کنونی نقش رستم شامل آثار فراوانی از دوران پیش از هخامنشیان و عهد عیلام و سلسله ساسانی است. در قسمت بالای کوه ساختمان کعبه زرتشت که بنای سنگی مربع شکلی میباشد ، نمودار است، این بنا که با تخته سنگهای منظم سفید ساخته شده، در عداد یکی از آرامگاههای هخامنشی باید باشد ، لیکن برخی از باستان شناسان این مکان را محل حفظ اسناد و کتاب اوستا و سایر نبشته های مذهبی میدانند. بر بدنهٔ شمالی، جنوبی و خاوری این برج، سه کتیبه به سه زبان پهلوی ساسانی، پهلوی اشکانی و یونانی در دورهٔ ساسانیان نوشته شده‌است. در سال 1317 هجری شمسی و در پی حفاریهای دانشگاه شیکاگو در نقش رستم،برسه وجه بنای مکعبی شکل کعبه زرتشت کتیبه هایی از شاپور شاه ساسانی و کرتیر موبد پرنفوذ همین خاندان کشف شد.

کاوش های باستانشناسی دانشگاه شیکاگو در کعبه زرتشت
کاوش های باستانشناسی دانشگاه شیکاگو در کعبه زرتشت
عکس هوایی از کعبه زرتشت هنگام عملیات باستانشناسی
عکس هوایی از کعبه زرتشت هنگام عملیات باستانشناسی

اینکه چرا قبل از عملیات باستانشناسی این کتیبه های معلوم نبوده است جمع شدن خاک بر پای این بنا میباشد. که در طول زمان سطح خاک بالا آمده ، در گذشته ارتفاع آرامگاه های داریوش و دیگران نیز بالاتر بوده است. این امر را در نقاشی های قدیمی میتوان دریافت:

نقاشی کعبه زرتشت و نقش رستم توسط چاردین
نقاشی کعبه زرتشت و نقش رستم توسط چاردین
عکسی قدیمی از کعبه زرتشت قبل ار عملیات باستانشانسی آمریکاییها
عکسی قدیمی از کعبه زرتشت قبل ار عملیات باستانشانسی آمریکاییها
کتیبه کرتیر به تحریر پهلوی ساسانی بر دیواره شرقی و کتیبه های شاپور اول شاه ساسانی بر سه وجه شرقی،جنوبی و غربی نقر شده است.این کتیبه ها از نظر تاریخی اهمیت فوق العاده ای دارند.کتیبه شاپور به سه زبان نگاشته شده است.دیواره شرقی بنا نسخه پهلوی ساسانی ،دیواره جنوبی نسخه یونانی و دیواره غربی نسخه پهلوی اشکانی کتیبه شاپور اول است.
محل کتیبه های کعبه زرتشت
محل کتیبه های کعبه زرتشت
در متن سنگ‌نوشته آمده‌است:«این خانهٔ بنیادی به شما تعلق خواهد داشت، به بهترین وجهی که صلاح می‌دانید رفتار کنید، که موجب خشنودی خاطر خدایان و خاطر ما [مقصود شاپور یکم است] باشد.»

کاربردهای بنا

آتشکده

فرض آتشکده و آتشگاه بودن را نخستین‌بار انگلبرت کمپفر مطرح کرد و پس از وی جیمز موریه و رابرت کر پورتر در اوایل سدهٔ نوزدهم این دیدگاه را قوت بخشیدند. گوشهٔ جنوب غربی اتاقک، از دود سیاه شده‌است، و سبب شده تا احتمال دهند که در آنجا آتش مقدس روشن بوده‌است.

نکتهٔ قابل توجهی که هرتسفلد، سامی و مری بویس متذکر شده‌اند این است که بعید به‌نظر می‌رسد آن‌همه هزینه و زحمت برای آن به‌خرج رفته باشد که آتش را در اتاقی تاریک و بی روزنه نگه داشته باشند که بی بازگذاردن درش، آتش روشن نمی‌شد. زیرا آتش احتیاج به اکسیژن دارد و درون این کعبه طوری ساخته شده‌است که وقتی در و ورودی بزرگ سنگی آن بسته باشد، حتی یک چراغ روغنی هم نمی‌تواند بیش از چند ساعت در آن روشن بماند. این اتاقک راه بیرون‌رفت برای دود ندارد و از سوی دیگر در ورودی آن نیز همواره بسته بوده‌است.

البته این موضوع هم صحیح است که در آتشکده ها آتشی با اکسیژن بسیار کمی کار میکنند و از این نظر نمیتوان مطمئن بود.


در کتاب باستان شناسی و هنر دوران تاریخی نوشته علی اکبر سرفراز و بهمن فیروزمندی در باب آتشدان های هخامنشی ایران در ص 144 آمده است:

پيرامون معتقدات ديني هخامنشيان، يك آتش دايمي در يك ساختمان در بسته احتمالاً وجود داشته كه براي روشن كردن آتشدان‌ها به كار مي‌رفته است. اين ساختمان را آتشگاه مي‌ناميده‌اند و فقط روحانيان مي‌توانستند به آن دسترسي داشته باشند. همان طوري كه قبلاً نيز اشاره شد يكي از اين ساختمان‌ها كه امروز هم پا برجاست «كعبه زرتشت» در نقش رستم مي‌باشد. در رابطه با آتشگاه «كعبه زرتشت»، دو آتشدان سنگي در نزديكي آن در سنگ كوه تراشيده‌اند. در حقيقت اين آتشدانها به احتمال زياد تقليد و يا اقتباسي از يك بناي چهار اطاقي مي‌باشند كه از چهار طرف باز بوده و در بالاي ستون‌ها چهار قوس ساخته شده كه مجموع آن را سقفي گنبدي مي‌پوشانيده است. ابعاد اين آتشدانها، مختلف بوده و با شكل چهار پهلويي كه بخش پاييني آنها پهن‌تر از بخش بالايي است، آتشدان‌هاي ساساني را به خاطر مي‌آورد. در چهار طرف هر يك از دو آتشدان قوسهاي هلالي شكل كاملي به صورت برجسته كنده شده و اين قوسها روي ستونهاي كوچكي قرار دارند و روي مجموع آن صفحۀ چهار گوشي از سنگ ايجاد گرديده و لبه‌ها كنگره‌دار مي‌باشند. درست در وسط صفحۀ چهارگوش حفره‌اي ايجاد گرديده كه در آن، آتش مقدس را مقابل پرستندگان قرار مي‌دادند و تشريفات ديني لازم را به عمل مي‌آورده‌اند.


آرامگاه

بیشتر پژوهشگران این برج را به عنوان مقبرهٔ یکی از شاهان هخامنشی تصور می‌کنند. چون از نظر شکل ظاهری، صلابت معماری و داشتن یک اتاق کوچک با دری بسیار سنگین، به آرامگاه کورش بزرگ و برخی از آرامگاه‌های لیکیه و کاریا شبیه‌است، آن را آرامگاه می‌دانند.
چند دلیل دیگر برای آرامگاه بودن کعبهٔ زرتشت می‌توان آورد؛ یکی وجود واحدهایی سه‌تایی و هفت‌تایی است که در آرامگاه‌های هخامنشی می‌یابیم. مثلاً اتاقک‌های سه قبری آرامگاه‌ها آنها را با سه طبقه نمودن کعبهٔ زرتشت و سه پله‌ای بودن سکوی آن ارتباط می‌دهد.و هفت دریچهٔ هر طبقه از بنا، یادآور هفت آزاده پارسی روی آرامگاه‌ها و هفت طبقه بودن آرامگاه کوروش می‌باشد. اما کاوش‌های انجام گرفته، این دیدگاه را تأیید نمی‌کنند و نوشته‌های منقور بر دیوارهٔ کعبهٔ زرتشت هم هیچ اشاره‌ای به وجود آرامگاه یا گورستان ندارند.

گنج‌خانه

تفسیر گنج‌خانه بودن بنا، نخستین بار در سال ۱۸۷۱ توسط راولینسون مطرح شده‌است. معماری دقیق و اندازهٔ مناسب اتاقک، سنگین و مستحکم بودن تنها در ورودی آن و اینکه رسیدن به داخل بنا دشوار بوده‌است از دلایل راولینسون بود. والتر هنینگ هم این نظریه را با دلایل تازه‌تری مطرح کرده بود. یکی از دلایل او مربوط به کتیبه‌های منقور بر دیوارهٔ اتاقک است؛ بر روی دیوارهای کعبهٔ زرتشت، سنگ نبشتهٔ بزرگی از شاپور یکم نوشته شده‌است و در پایین این کتیبه، نبشته‌ایست از کرتیر که در سطر دوم آن آمده‌است: «این بن خانک ترا بود، چنان کن که دانی برای ایزدان و ما بهتر است.» که استنباط برخی از مورخان این است که به معنای محل نگهداری منشورها، پرچم‌ها و اسناد دینی بکار می‌رفته‌است
البته کسانی که به‌استناد نوشتهٔ فارس‌نامهٔ ابن بلخی، «کوه نفشت» یا «کوه نبشت» کعبهٔ زردشت را جایگاه اوستا می‌دانند چنان‌که به نوشتهٔ همان کتاب کمی پیش‌تر از کلمه «کوه نفشت» بنگرند، نوشته شده: «... و بعد از آن او را قبول کرد و کتاب زند آورده بود به حکمت و بر دوازده هزار پوست گاو دباغت کرده نبشته بود بزر و شتاسف آنرا قبول کرد و به استخر پارس کوهی است، کوه نفشت گویند» پس ممکن نیست کتابی که بر پوست دوازده هزار گاو نوشته شده باشد در اتاقک کعبهٔ زرتشت بگنجد.

رصد خانه

در سال‌های اخیر آقای رضا مرادی غیاث‌آبادی با انجام پژوهش‌های میدانی تفسیر تازه‌ای از این بنا ارائه داده‌است و آن را یک رصدخانه و تقویم آفتابی می‌داند، اما این نظریه نمی‌تواند کاملاً درست باشد و یکی از دلایلی که می‌توان در رد این نظریه عنوان کرد این است که جهت شمال جغرافیایی هر منطقه ممکن است با جهت شمال مغناطیسی متفاوت باشد.

ابعاد بنا

ابعاد بنای کعبه زرتشت به صورت زیر میباشد:
ابعاد کعبه زرتشت یا بن خانک
ابعاد کعبه زرتشت یا بن خانک

تصویر بازسازی شده از کعبه زرتشت

تصویر بازسازی شده از کعبه زرتشت یا زندنان سلیمان
تصویر بازسازی شده از کعبه زرتشت یا زندنان سلیمان

متن کتیبه های کعبه زرتشت ، نقش رستم

کتیبه شاپور شاه ساسانی:

کتیبه شاپور ساسانی در کعبه زرتشت
کتیبه شاپور اول ساسانی به زبان پارتی بر دیواره غربی کعبه زرتشت

این کتیبه که بی تردید مهمترین کتیبه فارسی میانه است به سه زبان پارتی سی سطر بر دیوار غربی، پهلوی سی و پنج سطر بر دیوار شرقی و یونانی هفتاد سطر بر دیوار جنوبی کعبه زرتشت تحریر شده است. تحریر پهلوی آسیب بسیار دیده ولی تحریر پارتی و یونانی آن با آسیب دیدگی کمتری کاملا قابل قرائت می‌باشد. از این روی تحریر پارتی کتیبه در اینجا مورد پژوهش قرار گرفته است. ترجمه فارسی نسخه پهلوی اشکانی کتیبه کعبه زرتشت که مشتمل بر 30 خط است را از کتاب کتیبه های پارتی دکتر داریوش اکبر زاده در اینجا مشاهده میکنیم:
1- من مزدیسن،بغ شاپور،شاهنشاه ایران و انیران که چهر(نژاد)از ایزدان،پور مزدیسن،بغ اردشیر شاهنشاه ایران که چهر از ایزدان پورِ پور(نوه)بغ بابک شاه]است[.خداوندگار ایران شهرم و]این[ شهرها(کشورها) را دارم: پارس،پارت،خوزستان،میشان،آسورستان،اربایستان،آتورپاتکان،ارمنستان
2- وروچان،سیکان،اران،بلاسگان تا فراز به کوهِ کاف(=قاف) و ]به[ در(=حدود)آرانان و به همه ]حدود[ کوهِ پریشخوار،ماد،گرگان،مرو،هرات و همه ابر شهر:کرمان،سکستان،توران،مکران،پارتان،هندوستان،کوشان شهر تا فراز به پیشاور و تا به کاش(=کاشغر)،سغد و چاچستان........]تا ساحل[ دریا]یعنی[مزون شهر.ومن گرفتم پیروز شاپور نامی.....و من گرفتم
3- هرمزد اردشیر نامی/نام را.و این همه شهر(کشور) و شهریار و والیان،همگی برای ما به باج و بندگی ایستادند.و هنگامی که نخست من بر شهر (کشور)ایستادم(=پادشاه شدم)،گردیانوسِ قیصر از همه شهر"روم"،"گُت" و "ژرمن" سپاه جمع کرد واز ]سوی[ آسورستان به سوی ایرانشهر و ما آمد. و در مرز آسورستان جنگی در "مشیک"جنگ بزرگی بود(=درگرفت)گردیانوسِ
4- قیصر کشته شد،سپاه رومیان از بین رفت و رومیان "فیلیپوس" را قیصر کردند و فیلیپوسِ قیصر به نمسته(=التماس و شفاعت)به سوی ما آمد و برای خون بها پانصد هزار دینار داد(پرداخت)]و[ به باج ایستاد(=باج گذار شد)و ما از این رو مشیک را "پیروز شاپور"نام کردیم(=نهادیم). و قیصر دوباره دروغید،در ارمنستان گناه کرد و ما به شهر(=کشور) روم یورش کردیم و سپاه شصت هزار نفری رومیان را در"بیبالیش"
5-زدیم(نابود کردیم) و شهر(=کشور)سوریه و آنچه که در بالای شهر سوریه بود همه را آذر بیز(سوزانده)،ویران و نابود کردیم.وگرفتیم(=فتح کردیم)تنها در این نبرد از شهر(=کشور)رومیان: دژ و شهرستان "آناث"را با ناحیه های اطراف آن،دژ"اروپن" با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بیبالیش با ناحیه های اطراف آن،شهرستان منبوگ
6- با ناحیه های اطراف آن،شهرستان حلب با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کنشرا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان آپومیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان رنیپوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان زوما با ناحیه های اطراف آن،شهرستان گُندُروس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارمیناژ با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سلوکیه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان انطاکیه
7-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کیروس با ناحیه های اطراف آن،دیگر شهرستان سلوکیه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان اسکندریه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان نیکوپولیس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سزار با ناحیه های اطراف آن،شهرستان حما با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارستون با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دیکور با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دورا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دولیخ با ناحیه های
8-اطراف آن،شهرستان کرکسیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ژرمانیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بتنان با ناحیه های اطراف آن،شهرستان خانر با ناحیه های اطراف آن.اندر کاپادوکیه:شهرستان سَتَل با ناحیه های اطراف آن،شهرستان دومان با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ارنگلیا، با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سوش با ناحیه های اطراف آن،شهرستان شود با ناحیه های اطراف آن،شهرستان فرات با ناحیه های اطراف آن.
9-بر روی هم سی و هفت شهرستان با ناحیه های اطراف آن.سومین بار،هنگامی که ما به حرّان و الرّها حمله کردیم و حرّان و الرّها را محاصره کردیم،والریانوس قیصر به پذیره ما آمد و با ]او[ بود از سرزمین ژرمانیا،از سرزمین ریشیا،از سرزمین نیرکوس،از سرزمین داکیا،از سرزمین پندانیا،از سرزمین میسیا،از سرزمین آستاریا،از سرزمین اسپانیا،از سرزمین افریقا،از سرزمین تراکیا،
10-از سرزمین بوتنیا،از سرزمین آسیا،از سرزمین پامپیا،از سرزمین آسوریا،از سرزمین لوکونیا،از سرزمین گلاتینا،از سرزمین لوکیا ،از سرزمین کیلیکیه،از سرزمین کاپادوکیه،از سرزمین فریگیا،از سرزمین سوریه،از سرزمین فنیقیه،از سرزمین یهودیا،از سرزمین ارابیا،از سرزمین مورن،از سرزمین ژرمانیا،از سرزمین روتاس،از سرزمین اسنیوس.
11-از سرزمین میان رودان،سپاهی هفتاد هزار]نفر[.و در آن سوی حرّان و الرّها حمله بزرگی بر والریانوس قیصر بود(=شد) و والریانوس قیصر را،خودم،با دست های خویش دستگیر کردم و سایر حاکمان،سناتوران،و فرماند]هانی[ که در سر(=رأس) آن سپاه بود،همه را دستگیر کردم و به پارس هدایت کردم(=آوردم)و سرزمین سوریه،کیلیکیه و سرزمین کاپادوکیه را
12-آذر بیز(سوزانده)،ویران و غارت کردم.و گرفتم این بار از رومیان،سرزمین اسکندریه و شهرستان کتسیوس با ناحیه های اطراف آن،شهر شمشات با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کرترای با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ایگا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ماماسیتا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان مالوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان آدانا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ترسوس
13-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان زفیرون با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سپستیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کورکوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان انزرپوس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کاستاپلا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان نرینیاس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان پلاویاس با ناحیه های اطراف آن،شهرستان تودینا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان قیصریه با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کومانادیا
15-با ناحیه های اطراف آن،شهرستان کوپستریا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان سباستیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان بیرت با ناحیه های اطراف آن،شهرستان راکوندیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان لارندیا با ناحیه های اطراف آن،شهرستان ایکوندیا با ناحیه های اطراف آن،همه شهرستان ها با ناحیه های اطراف آن سی و شش.و از مردمان سرزمین(=کشور)روم]و[از انیران
16-آورده شده(=به عنوان اسیر آورده شد)اندر ایران شهر،اندر پارس،پارت،خوزستان،آسورستان و دیگر سرزمین(=استان)به سرزمینی که از آنِ ما و پدر و نیاکان و پیشینیان]ما[بود،آنجا برقرار کردیم(=در آن جاها سکنی دادیم).و ما سرزمین های بسیار دیگری را خواستیم]و[بسیار نام(=آوازه)و نیوی(=دلیری)کردیم که اینجا ننوشتیم.اما آن چند(=مقداری)از کرده هارا فرمان دادیم نوشتن(=بنویسند)تا کسی که پس از]ما[خواهد بود.
17-این نیکنامی]کرده ها[ و نیوی و خداوندگاری ما را بشناسد.و پیش از آنکه ایزدان آنگونه سرزمین ها را به ما بدهند(=ارزانی دارند)و با پشتی(=پشتیبانی)ایزدان این چند کشور را بخواهیم و بداریم،این چنین ما در کشور بسیار آذر بهرام نشانیدیم و بسیار مغ مردان را کرفه کردیم و ایزدان را نیایش های بزرگ کردیم و اینجا،در کتیبه نوشتیم:یک آتشی معروف به شاپور
18- نام برای]آمرزش[روان و نیکنامیمان،آتشی معروف به آذر-آناهید نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی دخترمان آذر-آناهید شهبانوی شهبانوها،آتشی معروف به هرمزد-اردشیر نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی هرمزد-اردشیر،پسرمان،بزرگ شاه ارمنیان،آتشی معروف به شاپور نام برای ]آمرزش[روان و نیکنامی شاپور،پسرمان،شاه میشان
19- آتشی معروف به نرسه نام برای]آمرزش[روان و نیکنامی آزاده مزدیسن،نرسه،پسرمان،شاه هند]و[سکستان و توران تا ساحل دریا]برپا کردیم[.و آنچه را که بدین آذران ارزانی می داریم و آنچه از آیین ها که برپا داشتیم،هم چنین همه را بر این سند نوشتیم و از آن روی هزار بره را که افزون بر آیین بود و ما اینها را به آذران پیشکش کردیم،ما فرمان می دهیم که اینگونه کرده شود برای]آمرزش[ روان ما روز
20- به روز(=روزانه)یک بره،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب،برای ]آمرزش[روان ساسان خدای و بابک شاه و شاپور شاهِ بابکان و اردشیر شاهنشاه،خورانزیم شهبانو،آذر-آناهید شهبانوی شهبانوها،شهبانوی دینی،بهرام گیلان شاه،شاپور شاهِ میشان.هرمزد-اردشیر شاه بزرگ ارمنیان،نرسه سکان شاه،شاپور-دختک
21- شهبانوی سکاها،چشمک بانو،شهزاده پیروز،مردود بانو،مادر شاپور شاهنشاه،شهزاده نرسه،رود-دخت شهزاده،دختر انوشک،وراز-دخت،دختر خورانزیم،شهبانوی استخر یاد و هرمزدک،پسر شاه ارمنیان،هرمزد و هرمزدک،اوتابخت و بهرام،شاپور پیروز پسر]ان[ شاه میشان،شاپور-دختک،دختر شاه میشان و
22- هرمزد-دختک دخر سکان شاه]هرکدام[یک بره ،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب. و از بره]هایی[ که آنجا باقی می ماند،تا هرزمان که طول بکشد،برای]آمرزش[روان کسانی که ما فرمودیم روانشان ستوده شود و اینجا نوشته شد:برای کسانی که در زمان خداوندگاری بابک شاه بودند:ساسان ارنوکان،فردکِ فردکان،بهرام بادِ هورکان،اسپورکِ اسپورکان،پوهرکِ مرتینکان،زیک در باربد
23- شاپور بیژنکان،شاپور مهروزینکان.برای کسانی که در زمان خداوندگاری اردشیر شاهنشاه بودند:ساترپ،ابرنیک شاه،اردشیر،شاهِ مرو،اردشیر شاهِ کرمان،اردشیر سکان شاه،دینیک،مادر بابکِ شاه،رودک مادر اردشیر شاهنشاه،دینیک بابکان،شهبانوی شهبانوها،اردشیر بیدخش،بابک هزارپت،دیهینِ وراز،ساسانِ سورن،ساسان اندیکان خدای،پیروزِ کارن
24- گوکِ کارن،ابرسامِ اردشیر فر،گیلمان دماوندی(=از دماوند)،رخش سپهبد،ماردِ دبیربد،بابک درباربد(رئیس تشریفات)،پاشهرِ ویسپورکان،ویفردِ فردکان،مهرخواست بریسکان،هوم فریاد مایگان بِد(=رئیس بایگانی)،دَرَن زین بد(رئیس اسلحه خانه)،شهرک دادور(=قاضی)،وردن آخور بد،مهرگ توسرکان،زیک زبرکان،سکپوس نخچیر بد،هوتوک آذوقه بد(=رئیس آذوقه)زاهین می دار.کسانی که برای(=در زمان)خداوندگاری ما بودند:اردشیر شاهِ ادیابن،اردشیر
25- شاه ِ کرمان،دینیک شهبانوی میشان،دستگرد شاپور،همزاسپ شاه وروچان،شاهزاده ولخشِ بابکان،شاهزاده ساسان که به وسیه فردکان نگهداری می شد(=پرورش یافته بود)،دیگر(=هم چنین)شاهزاده ساسان که به وسیله فردکان کدوگان نگهداری می شد،شاهزاده نرسه پیروز کان،شاهزاده نرسه شاپورگان،شاپور بیدخش،بابک هزارپت،پیروز اسب بد،اردشیرِ وراز،اردشیرِ سورن،نرسه اندیکان
26- خدای،اردشیرِ کارن،بهنام فرماندار،پریاک ساتراپ وه-اندیوک-شاپور،سریتود شاهموست،اردشیرِ اردشیر هشنوم،پاشهرِ تهم شاپور،اردشیر ساتراپ گودمان،چشمکِ نیوشاپور،بهنام شاپور هشنوم،تیر مهر دژبان شهرکَرد،زیک درباربد،اردوان دماوندی(=از دماوند)،گندفر آبکان رزمجوی و پاپیش،
27- پیروز-شاپور شنبیدکان،وارزن ساتراپ جی،کردسروِ بیدخش،بابک ویسپورکان،ولخش سلوکان،یزدبد،اندرزبد(=رای زن)شهبانوها،بابک سپسیردار،نرسه ساتراپ رند،تیانک ساتراپ همدان،وردبدپریستاگ بد،جود مرد رستکان،اردشیر بی فردکان،ابرسام-شاپور دریگان بد(=رئیس دربار)،نرسه بردکان،شاپور نرسکان،نرسه
28- آذوقه بد،هرمزد دبیر بد،نادوک زندانبان،بابک دربد(=دربان بد)،پاسپردِ پاسپردکان،آبداخش دژبدکان،کرتیر هیربد،رستگ،ساتراپِ وه اردشیر،اردشیر بیدخشان،مهر-خواست گنجور،شاپور فرماندار،ارشتادِ مهران،دبیرنامه ها،ساسانِ شبستان(=خواجه)ساسانکان،ویرایِ بازاربد(=رئیس بازاریان)،اردشیر ساتراپ نیریز،بغداد وردپتیکان(=گُلبدان)کرتیرِ اردوان،زروان دادبندگان
29- وینار ساسانکان،مانزکِ شبستان(=خواجه)،ساسانِ دادور(=قاضی)،وردن ناش پتکان،وردک(=گُلک)ورازبد(=گُرازبان)هریک،یک بره،یک گریو و پنج هوفن نان،چهار پاس شراب.اکنون همان گونه که ما بر امور و کارهای ایزدان می کوشیم و ایزدان دستگردیم(=دستگرد ایزدان هستیم) و به یاری ایزدان این چند شهر(=سرزمین)را خواستیم و گرفتیم،نیکنامی و نیوی(=دلیری)کردیم،آن کسی که پس از ما خواهد بود و فرهمند بُود او چنان که بر امور و
30- کارهای ایزدان بکوشد.پس ایزدان او را یاور باشند و دستگرد کنند.این دست نبشته(=کتیبه)من هرمزدِ دبیر،پسر شیلکِ دبیر]است[.
سنگ نوشته های یونانی در کعبه زرتشت
سنگ نوشته های یونانی در کعبه زرتشت

کتیه کرتیر در کعبه زرتشت

سنگ نوشته ی کرتیر در کعبه زرتشت ، نقش رستم
سنگ نوشته ی کرتیر در کعبه زرتشت ، نقش رستم
چهره ی کرتیر در نقش رجب کتیبه‌های کرتیر به مجموعهٔ چهار کتیبهٔ برجا مانده از کرتیر گفته‌می‌شود. کرتیر روحانی پرنفوذ زرتشتی بود که در مدت سلطنت شش پادشاه ساسانی، از اردشیر بابکان تا نرسه می‌زیست و متجاوز از یک ربع قرن سرنوشت همهٔ کشور را در دست داشت.کرتیر مردی بود قشری، هراس‌انگیز و سختگیر که برای به کرسی نشاندن آیین زرتشت به عنوان یگانه دین رسمی شاهنشاهی ساسانی با تعصب تمام تلاش‌های فراوان کرد و پیروز شد.(ادبیات ساسانی، ص ۱۵)
کتیبهٔ کرتیر که در زیر کتیبهٔ پهلوی ساسانی شاپور قرار دارد به دستور کرتیر، در زمان پادشاهی بهرام دوم و حدود سال ۲۸۰ میلادی نوشته شده‌است.
خطوط کتیبه کرتیر به زبان پارتی
خطوط کتیبه کرتیر به زبان پارتی
در اینجا متن کتیبه کرتیر را انگلیسی میتوانید بخوانید:

1. And I, Kartir, the Magi-master (Magu-paiti = Mobed), have been shown to be of good service and loyal to the Yazads and Shahpuhr, King of Kings. For that service that I have rendered to the Yazads and Shahpuhr, King of Kings, Shahpuhr gave me authority and power in matters of the divine services at court and in kingdom after kingdom, place after place, throughout the whole empire in the magus-estate. And by the command of Shahpuhr, (2) King of Kings, and the provision of the Yazads and the King of Kings in kingdom after kingdom, place after place, many divine services in magnificence and many Warharan fires were established, and many magi became happy and prosperous, and many fires and magi were imperially installed. And Ahura Mazda and the Yazads attained great profit, while great confusion resulted for Ahriman and the devs. And for these many fires and services which are in the writing on my position thus in manner (3) Shahpuhr, King of Kings, made a testamentary instruction to the heir apparent: "Let this house be your foundation, and as you may know, that for the Yazads and us was well done, so let be done!" And in imperial documents and records that were made at that time under Shahpuhr, King of Kings, at court and throughout the whole empire in place after place, in those records it is written: "Kartir, the Herbed." And then Shahpuhr, King of Kings, to the deities' (4) throne passed away.
Then his son Hormizd, King of Kings, rose over the empire. And Hormizd, King of Kings, conferred on me miter and cincture and created for me a higher rank and dignity, and at court and in kingdom after kingdom, place after place, throughout the whole empire he gave me more authority and power in matters of the divine services, and created for me the title "Kartir, Ahura Mazda's magus-master" after the name of Ahura Mazda, the Deity. And thereupon in kingdom after kingdom, place after (5) place, many divine services were performed in magnificence, and many Warharan fires were established, and many magi became happy and prosperous, and many fires and magi were imperially installed. And in imperial documents and records which at that time under Hormizd, King of Kings, at court and throughout the whole empire in place after place were made, in those this was recorded: "Kartir, Ahura Mazda's magus-master." And then Hormizd, King of Kings, to the deities' throne passed away.
6. Then Varahran, King of Kings, son of Shahpuhr, King of Kings, and brother of Hormizd, King of Kings, rose over the empire. And Varahran, King of Kings, also held me in high honor and dignity and at court and in kingdom after kingdom, place after place, gave me authority and power for divine services of every sort. And thereupon in kingdom after kingdom, place after place, many divine services were performed in magnificence and many Warharan fires were established, and many magi became happy (7) and prosperous, and many fires and magi were imperially installed. And in documents and imperial rescripts and records which were made at that time under Varahran, King of Kings, in those also this was recorded: "Kartir, Ahura Mazda's magus-master." And then Varahran, King of Kings, son of Shahpuhr, to the deities' throne passed away.
Then Varahran, King of Kings, son of Varahran, who in the empire is devout and sincere and faithful (to his promises) and well behaved and beneficent, rose over the empire. And by the grace of Ahura Mazda and the Yazads and for his own (8) soul's sake he made my position of superior rank and dignity in the empire, and he conferred upon me the rank and dignity of the grandees, and at court and in kingdom after kingdom, place after place, throughout the whole empire for the divine services he gave me more authority and power than as I had before, and he made me magus-master and judge for the whole empire, and he made me master of ceremonies and powerful overlord at the fire of Anahid-Ardashir and Anahid, the Lady at Istakhr. And they created for me the title "Kartir, (9) Varahran's Soul-savior, Ahura Mazda's Magus-master."
And in kingdom after kingdom and place after place throughout the whole empire the services of Ahura Mazda and the Yazads became preeminent, and great dignity came to the Mazdayasnian religion and the magi in the empire, and the Yazads and water and fire and small cattle in the empire attained great satisfaction, while Ahriman and the devs were punished and rebuked, and the teachings of Ahriman and the devs departed from the empire and were abandoned. And Jews, Sramans (Buddhists), (10) Brahmins, Nasoreans (Orthodox Christians), (Gnostic) Christians, Maktak (Baptisers), and Zandiks (Manichaeans) in the empire were smitten, and destruction of idols and scattering of the stores of the devs and god-seats and nests was abandoned. And in kingdom after kingdom and place after place many divine services in magnificence and many Warharan fires were established, and many magi became happy and prosperous, and many fires and magi were imperially installed. And in documents and imperial rescripts and records, under Varahran, King of Kings, son of Varahran, (11) which were made, in was recorded, "Kartir, Varahran's Soul-Savior, Ahura Mazda's Magus-master."
And from earliest times onward for the sake of the Yazads and noble lords and for my own soul's sake, I, Kartir, saw much trouble and toil. And I made prosperous many fires and magi in the empire of Iran. And I also, by command of the King of Kings, put in order those magi and fires which were for the territory outside Iran, wherever the horses and men of the King of Kings arrived -- the city of Antioch and the country of Syria (12) and what is beyond Syria, the city of Tarsus and the country of Cilicia and what is beyond Cilicia, the city of Caesarea and from the country of Cappadocia to Galatia, and the country of Armenian and Georgia, and Albania, and from Balaskan to the Alans' pass. And Shahpuhr, King of Kings, with his own horses and men visited with pillaging, firing, and havoc. (13) But I did not allow damage and pillaging, and whatsoever pillaging had been made by any person, those things I had taken away and returned to their own country.
And I made prominent and reverend the Mazdayasnian religion and magi who were correct within the empire, while heretical and unstable men, who within the magus-estate in matters of the Mazdayasnian religion and divine services did not observe orders, these I punished with corporal punishment (14), and I rebuked them and made of good odor. And I established many fires and magi, and executed imperial documents. And by the provision of the Yazads and the King of Kings and by my efforts many Warharan fires were established in the empire of Iran, and many kin marriages were made, and many people who had become unfaithful (to their vows), became faithful again. There were also many who had come to follow the doctrines of the devs, and by my efforts they forsook those doctrines of the devs and accepted instead the doctrines of (15) the Yazads. And many ltps'ks [1] were held. And much consideration of religion of various kinds and other divine services also became very magnificent and superior, which are not written in this inscription for lack of space.
1. D. N. Mackenzie, Henning Memorial Volume, p. 264, concludes that ltps'k denotes 'the whole ceremony of the gahambar.' And by me for my own house also in place after place many Warharan fires were established, and for those many fires that I established for my own house I offered for every feast, feast after feast, 1133 ltps'ks (16), and that makes for 1 year 6798 ltps'ks. And for my own house I created other divine services also, of various kinds, which, if they were written in this inscription, would have become too much.
I wrote this inscription so that in the future anyone who sees imperial records or documents or other (17) inscriptions will know that I am that Kartir who under Shahpuhr, King of Kings, was entitled "Kartir, the priestly school master," and under Hormizd, King of Kings and Varahran, (18) King of Kings, I was entitled "Kartir, Ahura Mazda's magus-master," and under Varahran, King of Kings, son of Varahran, I was entitled "Kartir, Varahran's Soul-savior, Ahura Mazda's magus-master." And whoever may see or read this inscription, may that one be to the Yazads and noble lords and himself devout and sincere, that one (just) so, as I (19) have been, in order to attain good fame and fortune for this bone-endowed body, and salvation for the soul.



سخن آخر اینکه نویسنده ای ریاکار نیز به نام پورپیرار در کتابش به نام 12 قرن سکوت تمام سنگ نوشته های این بنا و دیگر مکان های تاریخی ایران را جعلی دانسته که البته فقط از یک مزدور و جاهل چنین جمله ای ممکن می باشد .

آدرس و موقعیت

  • استان: فارس
  • آدرس پستی: شیراز، بزرگراه مرودشت- سعادت شهر
  • آدرس و نقشه گوگل:
خواندن 3617 دفعه آخرین ویرایش در یکشنبه, 09 آبان 1395 21:17
عکس های بیشتر: « گوردخمه